فروغ فرخ زاد
"سرد سبز"
به یک همکار ساکن تهران برای ادامه کار و یا راه اندازی سایت ( فروغ فرخ زاد ) نیازمندم.
عزیزانی که علاقه مند به همکاری هستند مشخصات خودشون رو به ایمیل من بفرستند.
با تشکر
من سردم است و انگار هيچوقت گرم نخواهم شد
" اي يار اي يگانه ترين يار "آن شراب مگر چند ساله بود . . . !؟
در محفل عزاي آينه ها
و اجتماع سوگوار تجربه هاي پريده رنگ
و اين غروب بارور شده از دانش سکوت
چگونه مي شود به آن کسي که مي رود اينسان
صبور،
سنگين،
سرگردان.
فرمان ايست داد.
چگونه مي شود به مرد گفت که او زنده نيست او هيچوقت زنده نبوده است. . . !
در کوچه باد مي آيد
و من به جفت گيري گلها مي انديشم
به غنچه هايي با ساق هاي لاغر کم خون
و اين زمان خسته ي مسلول
و مردي از کنار درختان خيس مي گذرد
مردي که رشته هاي آبي رگهايش
مانند مارهاي مرده از دو سوي گلو گاهش
بالا خزيده اند
و در شقيقه هاي منقلبش آن هجاي خونين را
تکرار مي کنند
سلام -
-سلام
و من به جفت گيري گل ها مي انديشم . . . !
ميان پنجره و ديدن
هميشه فاصله ايست
چرا نگاه نکردم؟
مانند آن زمان که مردي از کنار درختان خيس گذر مي کرد . . . !